Wednesday, May 14, 2008 - همجنس گرایی و پیش داوری ها
همه انسان ها ( فعلاً حیوانات را بکناری می نهیم ) از تمایل جنسی برخوردارند . این تمایلات را معمولاً به سه بخش تقسیم می کنند :
♂ دگرجنس گرایی : بعبارتی قدرت و توان عشق ورزی به جنس مخالف . فرد دگرجنس گرا از نظر روحی ٬ روانی و عاطفی به جنس مخالف گرایش دارد و از آمیزش جنسی با او به لذت و آرامش می رسد .
♂ دوجنس گرایی ( بای سکشوالیتی ) : یعنی قدرت و توان عشق ورزی به هر دو جنس مخالف و موافق .
♂ همجنس گرایی : یعنی قدرت و توان عشق ورزی به جنس موافق .
بعضی از متخصصان امور جنسی بر این باورند که حدود یک درصد افراد اجتماع هیچ گرایش جنسی ندارند و آنها را آسکشوال می خوانند . همینطور عده زیادی معتقدند که همه انسان ها کلاً دوجنس گرا متولد می شوند و بعد شرایط محیطی ٬ خانوادگی و چه بسا عوامل دیگر باعث می شوند که فرد در یکی از سه گروه نامبرده در بالا جا بگیرد . عده ای هم تمایل جنسی انسان ها را کلاً یک مساله ژنتیکی دانسته ٬ دخالت محیط و یا شرایط رشدی فرد در تمایل جنسی او را کاملاً رد می کنند . اما تحقیقات بسیار زیادی که در اینباره صورت گرفته بیانگر آنند که هم شرایط محیطی و هم عوامل ژنتیکی هر دو در شکل گیری گرایش جنسی انسان ها موثرند ٬ اما اینکه چگونه ؟ هنوز پاسخی به این سوال داده نشده است . ولی یک چیز روشن است و آن اینکه هیچکس تمایل جنسی خود از جمله همجنس خواهی خود را انتخاب نمی کند . از طرف دیگر اینکه چه مسایل و یا عواملی باعث بوجود آمدن یک پدیده می شوند ٬ تاثیری در قضاوت نسبت به آن پدیده نباید داشته باشد . بعضی ها به محض اطلاع از همجنس گرا بودن کسی ٬ فوری یا واکنش منفی نشان می دهند و یا بزعم خودشان از روی دلسوزی از طرف می پرسند که چرا رفته همجنس گرا شده و بهتر است که یا به دکتر مراجعه کند و یا اینکه خود را عوض کند . این افراد بظاهر دلسوز یادشان می رود از خودشان بپرسند که مگر خودشان تمایل جنسی شخصی خود را واقعاً انتخاب کرده اند و یا اینکه اگر گرایش جنسی عوض شدنی است حداقل یک بار هم که شده دست به آزمایش بزنند و ببینند که آیا می توانند گرایش خود را عوض کنند یا نه ؟ و بعد برای دیگران نسخه بپیچند . سفارش دکتر رفتن هم سودی ندارد چرا که برجسته ترین محققین مسایل امور جنسی در آمریکا و اروپا بعد از سال ها تحقیق و مطالعه و حتی تلاش برای معالجه با شوک های الکتریکی ٬ به این نتیجه رسیدند که همجنس گرایی نه بیماری است و نه اختلال روحی روانی ٬ بلکه نوعی از گرایش درونی بعضی از انسان هاست ٬ پس صحبت از معالجه کاملاً بی معنا است . به همین دلیل در سال 1973 در آمریکا همجنس گرایی از لیست بیماری ها حذف گردید و بدنبال آن کشورهای اروپای غربی هم چنین کردند . امروز تنها در کشورهای دیکتاتور زده و جهان سومی است ( نه همه آنها ) که همجنس گرایی در قانون منع شده و یا هنوز به عنوان یک بیماری به آن نگاه می کنند و همجنس گرایان را مورد آزار و اذیت قرار می دهند . در اینگونه کشورها معمولاً بنا به دلایلی که ما ایرانی ها بخوبی آنها را دیده و تجربه کرده ایم ٬ امکان اطلاع دهی و آموزش درست مسایل وجود ندارد ٬ در نتیجه نه تنها دولت که خود مردم هم بخاطر ناآشنایی با پدیده همجنس خواهی ٬ به آزار و تحقیر و سرکوفت همجنس خواهان دست می زنند . به همین دلیل است که خانواده ها در چنین کشورهایی به سختی می توانند گرایش به همجنس در فرزند خود را بپذیرند .
باری ٬ گفتیم که تمایل جنسی در افراد مختلف متفاوت است . اینکه چرا یک عده به جنس موافق و یا هر دو جنس گرایش می یابند همان قدر نامعلوم است که چرا یک عده به جنس مخالف گرایش پیدا می کنند . دلیل آن هم ساده است ؛ جنسیت انسان پدیده بسیار پیچیده ای است و با ضمیر باز هم پیچیده آدمی در ارتباط است . تحقیقات نشان می دهند که نه می توان تمایل و گرایش کسی را این طرف و آن طرف کرد و نه می توان مسیر آن را عوض نمود . بعضی ها می پرسند که چطور آدمی می فهمد که همجنس گرا است . کافی است چنین پرسشگری از خود بپرسد که چطور خودش فهمید که به این و یا آن جنس گرایش دارد و یا اینکه چطور متوجه شد که همجنس گرا نیست ؟ آن وقت خواهیم دید که گرایش جنسی و تمایل درونی و روحی و عاطفی انسان است که بمرور به ما می فهماند به کدام گرایش جنسی وابسته ایم ٬ و همینطور احساس رضایت و راستی از این احساس ؛ مساله به همین سادگی است . تعصب و این همه حساسیت نسبت به همجنس گرایی و همجنس خواهان از ناآگاهی و نداشتن اطلاعات در این مورد ناشی می شود . مثلاً این چند برداشت معمولی ولی نادرست از همجنس خواهان که در زیر به آنها اشاره می شود :
* موضوع همجنس گرایی فقط س ک س است و نه چیز دیگر . در حالی که همجنس گراها انسان های معمولی ای مثل بقیه افراد دور و بر ما هستند . آنها کار می کنند ٬ درس می خوانند ٬ خانه و زندگی دارند و س ک س و تمایل جنسی آنها هم مثل بقیه فقط بخشی از هویت فردی آنهاست . یک همجنس گرا ممکن است سیاستمدار ٬ کارمند ٬ خانه دار ٬ کشاورز و یا دانشجو باشد .
* همجنس گراها به هر کس از جنس خود که می رسند ٬ می خواهند با او س ک س داشته باشند . این هم یک برداشت غلط و سطحی است . همجنس گراها چه زن و چه مرد همانقدر در انتخاب شریک جنسی خود حساسند که غیر همجنس گراها . وانگهی قبل از ایجاد رابطه جنسی ٬ بین دو نفر ( با هر گرایش جنسی ) معمولاً یکسری به قول معروف داد و ستد های روحی روانی ٬ اشاره و غمزه و ... لازم است ؛ و دو نفر بدین وسیله تمایل خود به هماغوشی را به همدیگر می فهمانند و تمایل یک طرفه کافی نیست . وانگهی مگر دگرجنس گراها خودشان به هر کسی که برسند ٬ س ک س می خواهند ؟
* همجنس گراهای مرد همه " اواخواهر " هستند و زنان همجنس گرا ( لزبین ) همه مرد هستند . این برداشتی است که هیچ ربطی به واقعیت ندارد . اگر شما همجنس گرایانی را می شناسید ٬ حتماً متوجه شده اید که نه همه مردها " اواخواهر " هستند و نه همه زن ها " مرد " .
* همجنس گراها در کودکی مورد تجاوز واقع شده اند و یا تجربه جنسی بدی با جنس مخالف خود دارند . این هم درست نیست ؛ خیلی از دگرجنس خواهان هم کلی تجربیات بد و منفی از هم آغوشی با جنس مخالف دارند ولی هیچوقت همجنس گرا نمی شوند . فکرش را بکنید که در اجتماع مرد سالار ایران ؛ چه تجربیات بدی که زنان ایرانی از مردهایشان ندارند ٬ پس اکثریت این زنان باید لزبین بشوند ٬ ولی مسلم است که نیستند . از طرف دیگر متاسفانه در هر اجتماعی کودکان ٬ چه دختر و چه پسر مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند و این همه درد و مصیبت را به جان این خردسالان وارد می کنند . ولی در هیچ تحقیقی ثابت نشده که این امر بر شکل گیری گرایش جنسی کودک تاثیر می گذارد .
* همجنس گراها بچه باز هستند و به کودکان تجاوز می کنند . در حالی که واقعیت های آماری بدون استثنا در هر اجتماعی نشان می دهند که در اکثریت مطلق موارد ٬ تجاوز به کودکان و بچه بازی از طرف مردانی صورت می گیرد که به جنس مخالف خود گرایش دارند ٬ در نتیجه در اغلب موارد دختران خردسال و معصوم قربانی اینگونه وحشیگری واقع می شوند . آیا به این دلیل می توان همه دگرجنس گراها را محکوم کرد ؟ مسلماً نه . از طرف دیگر تجاوز به کودکان از طرف هر کسی که صورت بگیرد امری است زشت ٬ غیر اخلاقی و غیر انسانی و هیچ ربطی به همجنس گرایی ندارد . همجنس گرایی شامل رابطه دو فرد همجنس عاقل و بالغ می شود که آگاهانه ٬ بنا به میل خود و با احترام متقابل با هم برقرار می کنند
|