Wednesday, May 14, 2008 - همجنس گرا کیست ؟
خوب باید از اول شروع کرد . همجنس گرا کیست ؟ این سوالی است که ممکن است ذهن هر کسی را حتی برای یک بار که شده قلقلک بدهد . قبل از آن باید مسایل دیگری روشن شود . این نوشته ها از مجله ** دلکده ** شماره 2 گرفته شده است که مصاحبه ای است از طرف مجله با آقای دکتر ( الف . میم ) . ایشان مدرک خود را از دانشگاه تهران در رشته روانپزشکی اخذ کرده و دارای تالیفات و کتاب های زیادی هم در این زمینه می باشد .
دلکده : آقای دکتر در علم روانپزشکی جنسیت چه تعریفی دارد ؟ آیا همین که شخص مثلاً یک مرد از نظر جسمی تمام خصوصیات مردانگی را داشته باشد به عنوان یک مرد شناخته می شود ؟ یا اینکه نه یک عامل دیگری هم باید باشد ؟
پاسخ : مفهوم جنسیت در علم روانپزشکی دارای ابعاد چهارگانه است که بطور مختصر به آن اشاره می کنیم :
1. هویت عضوی
یکی از اولین نشانه هایی که با توجه به آن جنسیت یک فرد شکل می گیرد ، شکل ظاهری دستگاه تناسلی خارجی فرد است . در حالت طبیعی با توجه به حضور سلول های حاوی کروموزوم های XY و وجود بیضه و آلت مردانه جنسیت کودک پسر ، و با وجود سلول های حاوی کروموزوم های XX و وجود کلیتوریس و لبهای بزرگ و کوچک و شکاف میانی ، جنسیت کودک دختر تعیین می شود . هرچند در اغلب اوقات از این بابت مشکلی در تشخیص پسر یا دختر بودن فرد وجود ندارد گاهی هم ابهاماتی در این زمینه پیش می آید . به این معنی که با وجود دستگاه تناسلی خارجی ظاهراً پسرانه ، طرح ژنتیک سلولی فرد بصورت XY نیست . یا برعکس کودکی ممکن است از نظر دستگاه تناسلی خارجی ظاهراً دختر باشد اما از لحاظ کروموزومی از نوع XX نیست . بنابراین در این موارد تصمیم گیری در مورد جنسیت فرد کار آسانی نیست و برای تصمیم نهایی به شواهد و مدارک بیشتری احتیاج داریم .
2. هویت جنسی
عبارت است از احساس مرد بودن یا زن بودن . بچه ها معمولاً حول و حوش 2 تا 3 سالگی و کم کم متوجه تفاوت های خود با جنس مخالف می شوند . او متوجه می شود که بعضی از کودکان دختر و بعضی پسر هستند و اینکه خود وی دختر یا پسر است . در مورد نحوه شکل گیری این احساس اطلاعات کاملی در اختیار نداریم اما احتمالاً این احساس باید در نتیجه توجه و تذکر افراد نسبت به عضو تناسلی کودک و نحوه رفتار بزرگترها با او شکل بگیرد . دخترها دامن می پوشند و روسری سر می کنند ، اما پسرها نباید دامن و روسری داشته باشند . دخترها ناز نازی بار می آیند اما پسرها باید تحمل بیشتری داشته باشند و حق گریه کردن ندارند و ... بدین ترتیب در این اتفاقات مرز بین هویت مردانه و زنانه برای کودک روشن می شود .
3. گرایش جنسی
عبارت است از تمایل و وابستگی حسی و عاطفی فرد به یک فرد دیگر . این گرایشات را می توان در سه دسته دگرجنس گرایی ( با جنس مخالف ) ، همجنس گرایی ( با جنس موافق ) و دوجنس گرایی ( با هر دو جنس ) دسته بندی کرد . اکثر افراد یک جامعه را افراد دگرجنس گرا یا Heterosexual تشکیل می دهند . با توجه به اکثر آمارها در ایالات متحده گمان بر این است که حدود 3 درصد از مردان و حدود 1.5 درصد از زنان خود را همجنس گرا می دانند . باید توجه داشت که صرف داشتن یک یا دو مورد رابطه جنسی با همجنس ( که می توانیم به آن همجنس بازی اطلاق کنیم ) دلیل بر همجنس گرایی نیست . این گرایش جنسی در واقع یک نوع نیاز روحی _ عاطفی فرد برای قرار گرفتن تحت حمایت مرد یا زنی از جنس خود است . اتفاقاً بسیار پیش آمده است که این افراد تمایلی به نزدیکی جنسی و جسمی نداشته اند و این کار برای آنان دردناک بوده است . در واقع جذب حمایت عاطفی مرد مقابل دلیل پذیرش رفتار جنسی ( مثل دخول مقعدی ) است که اتفاقاً عمل دردناک و ناراحت کننده ای است .
4. رفتار جنسی
منظور از رفتارهای جنسی تمایلات ، تخیلات ، نحوه جفت یابی و تمام فعالیت هایی است که به منظور ارضاء و پاسخ به نیازهای جنسی صورت می گیرد . منشا این رفتارها را بیشتر همان گرایشات جنسی افراد تشکیل می دهد که ممکن است تا حدودی تحت تاثیر فضای فرهنگی – اعتقادی محیط پیرامون نیز قرار بگیرد . با توجه به توضیحات بالا می بینید که مسئله جنسیت به همان سادگی که ابتدا تصور میشد نیست و در بسیاری موارد ممکن است دانش فعلی بشری جواب قاطع و تعیین کننده ای به موضوع مرز میان تفاوت های جنسی و هنجار های طبقه بندی جنسیت به دو دسته مشخص زن و مرد نداشته باشد .
دلکده : آقای دکتر شما در پاسخ هایتان این جمله را داشتید که : " ... در واقع جذب حمایت عاطفی مرد مقابل دلیل پذیرش رفتار جنسی ( مثل دخول مقعدی ) است که اتفاقاً عمل دردناک و ناراحت کننده ای است " . این واژه ی دردناک و ناراحت کننده را می شود کمی بیشتر توضیح بدهید ؟ چون یکی از موضوعاتی که همجنس گرایان روی آن تکیه می کنند تا عمل خود را از همجنس بازی جدا کنند همین موضوع است که آن ها می گویند در سکسی که بین دو همجنس گرا اتفاق می افتد این شرط حاکم بوده است که آنها به عنوان دو انسان عاقل و بالغ تصمیم گرفته اند این گونه با هم آمیزش کنند لذا عمل آنها نمی تواند تجاوز یا جرم محسوب بشود . چیزی که معمولاً در همجنس بازی اتفاق می افتد . یعنی ما در همجنس بازی توافق دو طرفین را نداریم ولی در همجنس گرایی داریم .
پاسخ : مسئله ای که به نظر من به درک مفهوم همجنس گرایی کمک می کند توجه به تفاوت معنی همجنس گرایی و همجنس بازی است . تعریفی که من ارایه می کنم نظر شخصی من است ( که البته فکر می کنم تا حد زیادی به نظر گوینده سوال هم نزدیک باشد ) . از نظر من " همجنس گرایی " را می توان تمایل یک فرد برای برقراری رابطه عاطفی با یک نفر از جنس موافق دانست بصورتی که وی را از برقراری رابطه عاطفی – جنسی با جنس مخالف اشباع و اقناع کند . مسئله مهم اینجاست که وی شدیداً به جفت همجنس خود عشق می ورزد و او را دوست دارد . چنین فردی حتی ممکن است با یک نفر از جنس مخالف ازدواج کرده و بچه دار هم شده باشد ( چنان که چندان هم نامعمول نیست ) اما او همچنان احساس می کند که فقط یک همجنس می تواند نیاز عاطفی او به دوست داشتن و دوست داشته شدن را اشباع کند . در واقع شاید بتوان گفت نوع عواطف یک فرد ملاک همجنس گرایی وی است تا رفتار جنسی وی . در کنار این مفهوم "همجنس بازی " بر نوع رفتارهای جنسی فرد تاکید می کند . بدین ترتیب " نزدیکی با یک نفر از جنس موافق را همجنس بازی " تعریف می کنیم . همجنس بازی لزوماً با گرایش عاطفی به جنس موافق ( همجنس گرایی ) همراه نیست . فکر می کنم برعکس این هم مصداق داشته باشد ، یعنی گرایش عاطفی به جنس موافق هم لزوماً به معنای نزدیکی با وی نیست . انگیزه های افراد در همجنس بازی شباهت زیادی به انگیزه دیگران در برقراری روابط جنسی با جنس مخالف دارد . افراد ممکن است به دلیل کنجکاوی ( در سنین نوجوانی ) ، فشارهای جنسی ( نبود جنس مخالف مثلاً در زندان ) ، جلب توجه و حمایت دیگری ( در همجنس گرایان ) ، ابراز قدرت و خشونت ( دسته های بزه کار ) ، تعیین جایگاه ( در همسالان ) ، اختلالات کروموزومی و یا عصبی ( برداشته شدن مهار مغزی در نتیجه زوال عقل ) ، انجام مراسم سنتی و آیینی ( چنان که در بعضی فرقه های مذهبی یا قبایل بدوی رسم است ) و همینطور امرار معاش ( بخصوص در کشورهای فقیری چون فیلیپین و برزیل ) دست به این کار بزنند . آمار نشان می دهد که حدود 10 درصد از مردان و 5 درصد از زنان در ایالات متحده حداقل یک بار در عمرشان تجربه همجنس بازی را داشته اند . اما آمار همجنس گرایان مرد و زن ( کسانی که خود را همجنس گرا می دانند ) به ترتیب حدود 3 و 1.5 درصد از کل جامعه آمریکا را نشان می دهد . از این میان حدود 0.5 درصد دارای روابط متعهد دراز مدت بصورت تشکیل یک خانواده هستند . اما آنچه من در پاسخ به سوالات قبل اشاره کردم این بود که رابطه مقعدی ( بصورت دخول آلت در مقعد ) برای افراد دردناک است و ظاهراً آنچنان که بعضی تصور می کنند رابطه لذت بخشی بشمار نمی آید . استفاده از مقعد برای نزدیکی چیزی شبیه استفاده از بینی برای خوردن یا استفاده از دهان برای نفس کشیدن است . هر چند گاهی ممکن است ما چنین کارهایی را بنا به بعضی دلایل به دهان و بینی مان تحمیل کنیم ، اما این اندام ها برای چنین کارهایی ساخته نشده اند . در نتیجه این کار در دراز مدت به عوارضی هم منجر می شود .
در واقع طبق آمار شایع ترین نوع رفتارهای جنسی بین همجنس گرایان تحریکات دستی و دهانی آلت است ( و رابطه مقعدی شیوع کمتری دارد ) . بنابراین آنچه که همجنس گرایی را از همجنس بازی جدا می کند توافق یا عدم توافق طرفین نیست بلکه ماهیت و انگیزه رفتارهای آنان است .
( با تلخیص ) امیدوارم که این مقاله کوتاه توانسته باشد به بعضی از سوال های شما عزیزان پاسخ داده باشد .
|