Wednesday, April 30, 2008 - مراقبه ( آرامش روحي ،امواج آلفا )
بهتر و آرامش روحي ، فيزيولوژيکي مراقبه نافع هر کس به طور منظم و به مدت چند ماه به مراقبه پرداخته باشد . احتمالا به اثر آرامش بخش آن بر بدن و ذهن خود برخورده و آنرا به گرمي پذيرا شده است. يقينا دستگاه عصبي او، فشارهاي عصبي را رها ساخته و وضع با ثباتري به خود گرفته استظر فيت چنين شخصي براي تحمل فشارهاي رواني – عصبي افزايش مي يابد. بدن و ذهن او انرژي بيشتري در خود ذخيره کرده و ذهنش بازتر ميشود. بر مراقبه از نظر روحي – فيزيولوژيکي تغييرات ديگري نيز مرتبط است. کسي که مرتبا به مراقبه بپردازد. به خواب کمتري نياز دارد. بدون استفاده از قرص خواب آور به خواب ميرود و با طراوت بيشتري از خواب برميخيزد. در حالي که مدت زمان خوابيدنش نسبت به گذشته تغيير نکرده است. عضلات او از انقباض خود را رها ساخته است و احساس سبکي و بي وزني بخصوص بعد از انجام مراقبه در او پديدار مي شود. در مراکز آموزش مراقبه در برمه و تايلند راهبان و افراد عادي که بر تنفس و حرکت خود اعمال تمرکز مي کنند – يعني در بيشتر اوقات روز چه در حرکت و چه در حال نشسته به مراقبه مشغولند – متوجه شده اند که در شبانه روز فقط به 4 ساعت خواب احتياج دارند و تمرکزشان نيز بيشتر شده است و بدون فشار آوردن بر ذهن صورت مي گيرد. البته توانايي تمرکز بدون تحمل فشار در اين مورد جاي تعجب ندارد، زيرا که طبيعت اينگونه مراقبه با صفات : توجه عاري از فشار و آگاهي عاري از فشار توصيف ميگردد. اينکه انسان با خود و دنياي اطرافش راحتتر کنار بيايد باعث ميشود ارتباطات شخصي اش نيز آسانتر صورت گيرد. گل محبت و ترحم در کساني شکوفا ميشود که بتوانند تنشهاي مخل آسايش را از جان بزدايند. زندگي براي اين افراد آرامتر و طبيعي تر و در عين حال مسرت بخش تر و پربار است و طعم فراتر رفتن از مرز خودي را بيشتر مي چشند. ممکن است اين قبيل تمرين براي يک فن بسيار ساده ذهني ، ادعاي اغراق آميز به نظر بيايد، لکن بايد توجه داشت که اين ادعاها با شواهدي که پزشکان در تحقيقات و آزمايشهاي خود ارائه کرده اند ، تائيد شده است. تغييرات روحي – فيزيولوژيکي هزاران سال است که براي کساني که به مراقبه مي پردازند، شناخته شده است . چون اغلب تمرينات مراقبه اي در زمينه مذهبي – بيشتر از حيث مفهموم، تا از لحاظ تشکيلاتي – صورت ميگيرد. و مراقبه کنندگان غالبا در غارها و کلبه هاي جنگلي و در انزوا به آن اشتغال مي ورزند، لذا تغييرات فوق الذکر به خودي خودي از اهميتشان کاسته مي شود، هر چند به عنوان کمک در پيشرفتهاي روحي از آن استقبال خوبي به عمل مي آيد.در سالهاي اخير بود که تغييرات فيزيولوژيکي و روانشنانسي در کساني که به مراقبه مي پردازند با کمک دستگاههاي پيچيده الکتريکي مورد آزمايش قرار گرفت و اثر تمرين منظم مراقبه روي بدن و ذهن اندازه گيري شد و نتايج اين اندازه گيري ها در حالي که از ملاحظات مذهبي و روحاني تفکيک شده بود، ثبت و ضبط گرديد و به آنها همچون پديده اي مستقل که سزاوار توجه ويژه هستند نگريسته شد.براي هزاران نفر غربياني که امروزه تحت فشارهاي عصبي به سر مي برند اين که فنوني به سادگي راحت نشستن و توجه کردن به تنفس و يا تکرار کلمه اي در ذهن برايشان استراحت و طراواتي را به ارمغان مي آورد که از بسياري جهات بر خواب رجحان دارد خبر خوبي است.طبق تحقيقات دکتر بنسون از دانشکده پزشکي دانشگاه هاروارد: ويژه گي هاي عمده فيزيولوژيکي در مراقبه و واکنشهاي آرامشي به شرح زير است:ضربان قلب کساني که به مراقبه مي پردازند به طور متوسط سه تپش در دقيقه کاهش مي يابد.آهنگ صورت تنفس سنگينتر مي شود.مصرف اکسيژن بدن به درصد 20% کاهش مي يابد.معنايش اين است که سوخت و ساز بدن افت قابل ملاحظه اي پيدا مي کند. چنين افتي در سوخت و ساز بدن فقط در خواب عميق و خواب زمستاني پيش مي آيد. اما مراقبه متعالي در مقايسه با حالت خواب و خواب زمستاني تغييرات فيزيولوژيکي متفاوتي را ايجاد ميکند.لاکتيت خون کاهش مي يابد . لاکتيت ماده اي است که از طريق سوخت و ساز در عضلات اسکلتي توليد مي شود و بالا رفتن ميزان لاکتيت در بدن با حملات اضطرابي همراه است.فشار خون در حد معمول قرار ميگيرد.دکتر بنسون کشف کرد که مراقبه فشار خون را در کساني که قبل از اقدام به مراقبه داراي فشار خون بالايي هستند، پايين مي آورد.مغز امواج آلفا و احتمالا تتا توليد مي کند، الگو و طرز انتشار امواج مزبور با امواجي که در خواب عميق يا هيپنوتيزم ايجاد مي گردد ، متفاوت است. موقعي که مغز فعال است، امواج بتا منتشر مي سازد. امواج آلفا سرعت کمتري داشته و با حالات آرميدگي ارتباط دارد. امواج تتا از امواج آلفا نيز کندتر است. بعضي از تغييرات فيزيولوژيکي را مي توان با فنون غربي مانند آموزش اتوژنيک ، آرامش تدريجي و پيشرونده و نيز هيپنوتيزم ايجاد کرد .
1)
2)
3)
4)
5)
لکن اين روشها در مراحل اوليه مستلزم استفاده از معلم و گذراندن دوره هاي طولاني است تا بتوان از طريق آنها به مرحله آرامش عميق رسيد، در صورتي که مراقبه به سبک شرقي را معمولا شخص مي تواند پس از يک دوره آموزش کوتاه مدت، خود انجام دهد. مراقبه به کساني که به آن مي پردازند کمک مي کند تا:اعتياد خود را ترک کنند.در جهات مختلف از کارايي بالايي برخوردار شوند
-
22-
3-
4-
5-
خود شکوفايي کاري اشان نيز بيشتر مي شود.ارزش مراقبه ناب ترين تجارب زيستي به شمار مي آيد و بگونه اي بهداشت ذهني محسوب ميشود.بالاخره اينکه در راستاي زندگي پربارتري که با فطرت بشر سازگارتر باشد، قرار گيردبا فشارهاي رواني بهتر کنار بيايند
|